على محمدى خراسانى
46
شرح رسائل (فارسى)
قوله : و دعوى : مرحوم صاحب فصول مدّعى شده كه اين ظنى كه از طريق استصحاب نسبت به بقاء شريعت سابقه پيدا مىشود از ظنون خاصه است يعنى از ظنونى است كه قام الدليل الخاص على اعتباره و لذا حجت است . بيان ذلك : به عقيدهء ما شرايع و دستورات انبياء سلف اگرچه ظهور در استمرار نداشته و الى الابد ثابت نيست و لكن به زمان معينى از قبيل صد سال و پانصد سال و . . . نيز مقيد و محدود نيست بلكه به زمان آمدن پيامبر بعدى مقيد شده . و اگر اين را پذيرفتيم جا دارد كه اهل كتاب بگويند : مادامىكه نبوت نبى سابق اثبات نشود ما از استصحاب بقاء شرايع سابقه رفع يد نمىكنيم . و گرنه اگر به مجرّد ظهور مدّعى جديد از شريعتمان رفع يد كنيم يك تالى فاسد بزرگ دارد و آن اينكه يلزم اختلال نظام شريعت امم سالفه بدليل اينكه در هر زمانى و هر روز كه از خواب برمىخيزند اين احتمال را مىدهند كه شايد در اقصى نقاط جهان كسى پيدا شده كه از طرف خدا آمده و مدعى نبوت و شريعت جديد است و وظيفه ما متابعت از او است آنگاه در هيچ زمانى نمىتوانستند بنا را بر دين خود گذاشته و بدان مستمر باشند و لا يلتزم به احد . روى اين اصل اهل الكتاب مىتواند به استصحاب بسنده كنند و شما مسلمانان كه مدعى نبوت جديد هستيد بايد اثبات بكنيد . مرحوم شيخ مىفرمايند : اشتباه صاحب فصول در اينجا است كه گمان كرده استقرار و استمرار شرايع سابقه و بقاء امم سالفه بر شريعت خود بتوسط استصحاب بوده غافل از اينكه هرگز چنين نبوده . بلكه بقول مرحوم آشتيانى : بل كان امّا بالقطع او الظن الاطمينانى الذى لا يضره الاحتمال البعيد على خلافه سپس مرحوم شيخ اضافه مىكنند به اينكه : اگر استقرار براساس استصحاب بود لازمهاش اين بود كه در اغلب موارد